السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
332
تفسير الميزان ( فارسي )
امر خاتمه دادن آيه ( با اينكه آيه رحمت و جنت است ) با عبارت : * ( « وَاللَّه لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » ) * كه نوعى تهديد است از اينجا روشن مىشود كه معهود در آيات رحمت و نعمت ، اين است كه به اسمايى نظير رحمت و مغفرت و يا مدح آن اشخاصى كه آيه در شانشان نازل شده ختم گردد ، مثلا مىبينيم آيه : « وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى » ، با جمله : « وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » « 1 » ختم شده و آيه : « إِنْ تُقْرِضُوا اللَّه قَرْضاً حَسَناً يُضاعِفْه لَكُمْ » با دو جمله : « وَيَغْفِرْ لَكُمْ » و « وَاللَّه شَكُورٌ حَلِيمٌ » « 2 » ختم شده و آيه : « وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّه وَيَعْمَلْ صالِحاً يُكَفِّرْ عَنْه سَيِّئاتِه وَيُدْخِلْه جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً » با جمله : « ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » « 3 » ، ختم گرديد و آيه : « فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِه » با جمله : « ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ » « 4 » ختم شده . و از اين قبيل آيات ديگر . و گفتيم سرش اين است كه آنهايى كه عنوان پيروى و تشيع عيسى ع را به خود گرفتهاند دو طايفهاند : يكى آنهايى كه به نامگذارى اكتفاء ننموده واقعا آن جناب را پيروى كرده و مىكنند كه صدر آيه مورد بحث بيانگر حال آنان بود ، طايفه ديگر كسانى هستند كه به همان نامگذارى اكتفاء كردند ، خود را منسوب به عيسى و معنون به عنوان « پيرو عيسى » نمودند ، اما نه به خدا و روز جزا ايمان داشتند و نه اعمال صالح به جا آوردند كه جمله مورد بحث بيانگر حال ايشان است . * ( « ذلِكَ نَتْلُوه عَلَيْكَ مِنَ الآياتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ » ) * اين آيه شريفه خاتمه داستان عيسى ع را اعلام مىكند و منظور از « ذكر حكيم » قرآن است كه ذكر خدا است و از حيث آيات و بياناتش محكم است ، يعنى به هيچ وجه باطل در آن رخنه نمىكند و شوخى با جدش آميخته نمىگردد . * ( « إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّه كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَه مِنْ تُرابٍ ، ثُمَّ قالَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » ) * اين آيه شريفه هدف اصلى از ذكر داستان عيسى ع را بطور خلاصه بيان مىكند و در حقيقت اجمالى است بعد از تفصيل ، و اين كار ( يعنى خلاصه گيرى از گفتار ، مخصوصا آنجا كه پاى احتجاج در بين باشد ) از مزاياى كلام شمرده مىشود و آيات اين داستان هم به همين منظور يعنى به منظور احتجاج نازل شده و مىخواهد وضع نصاراى نجران را كه در
--> ( 1 ) « سوره حديد ، آيه 10 » . ( 2 ) « سوره تغابن ، آيه 17 » . ( 3 ) « سوره تغابن ، آيه 9 » . ( 4 ) « سوره جاثيه ، آيه 30 » .